سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
147
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
را نمىرسد كه به آن مبادرت ورزد بخلاف قتل او چه آنكه اين امر بملاحظه شخصى بودنش از مناسب و وظائف امام عليه السلام كه بملاحظه مصلحت نوع و عموم مسلمين در عهده آن جناب بوده نمىباشد . پس از آن مرحوم شارح مىفرماين : البته اين فرق نسبت به قتل و جهاد با اهل كتاب مقبول و قابل پذيرفتن است چه آنكه بر جهاد با ايشان احكامى از قبيل جزيه و تعيين آن و ديگر احكام مترتب است كه تمام موقوف بر رأى و مصلحتانديشى حاكم مىباشد لاجرم در جهاد با ايشان اذن از وى شرط بوده ولى قتل او موقوف بر اذن نيست . امّا غير اهل كتاب از كفّار حربى چون در جهاد با ايشان تنها قتل يا اسلام آوردنشان مىباشد بدون بودن حكمى ديگر و هيچيك از كشتن و اسلام آوردنشان موقوف به وجود حاكم نبوده لاجرم بين جهاد با ايشان و كشتن آنها فرقى نيست . ولى در عين حال بايد اعتراف و اذعان نمود كه بر قتال و جهاد با ايشان احكام ديگرى مثل احكام غنيمت گرفتن از ايشان و صرف و توزيعش بين مسلمين امثال اين فروع مترتب بوده كه اين گونه از امور در زمره وظائف و مناسب امام عليه السلام است در نتيجه فرق بين جهاد با كفّار و مثل ايشان بطور كلّى قابل توجيه بوده و عبارت مرحوم مصنف بدون اكشال و مناقشه مىباشد . قوله : و منها : يعنى و از جمله شرائط قصاص . قوله : و معاهدا كان الحربى : معاهد كافر حربى باشد كه به واسطه عهدى كه با مسلمين منعقد نموده در امان مىباشد و مسلمين متعرّض